خیس در سکانس صفر

شعر و یادداشت های ادبی و فرهنگی

مراکز فروش کتاب از کتیبه ی جنوب در اهواز

      مراکز فروش کتاب از کتیبه ی جنوب در اهواز

به آگاهی دوستان و علاقه مندان اهوازی می رســـــاند کتاب

«از کتیبه ی جنوب - پژوهشی در شعر معاصر خوزستان»

نوشته ی این جانب در کتاب فروشی های «رشد» و «محام»

عرضه شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1392ساعت 8:54  توسط علی یاری  | 

از کتیبه جنوب(پژوهشی در شعر معاصر خوزستان) منتشر شد

 

كتاب «از کتیبه جنوب» پژوهشي در شعر معاصر خوزستان نوشته علی ياري منتشر شد.

اين شاعر و پژوهشگر ادبي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ـ منطقه خوزستان ـ گفت: "از کتیبه جنوب" نخستین کاری است که با این کیفیت و گستردگی درباره شعر امروز خوزستان منتشر می‌شود.

ياري اظهار کرد: کتاب "از کتیبه جنوب"پژوهشی در شعر معاصر خوزستان است. این کتاب حاصل پنج سال پژوهش مداوم  من در چند و چون شعر خوزستان از سال 1330 خورشیدی تا میانه دهه 80 می‌باشد و در واقع این کتاب جریان‌شناسی شعر معاصر خوزستان به شمار می‌آید.

وی افزود: در بخش نخست این کتاب به طور گذرا دگرگونی‌های اجتماعی ـ فرهنگی خوزستان  را در دوره معاصر و در بخش دوم نیز شعر خوزستان را از سال 1332 خورشیدی تا پیدایش جریان موج ناب بررسی کردم و در این فصل شعر کسانی مثل فریدون کار، فتح‌الله شکیبایی، کاظم کریمیان، علی مقیمی، هوشنگ چالنگی، عظیم خلیلی،  حمید عرفان، عدنان غریفی، بتول عزیزپور، مجید فروتن، فریدون فریاد و... بررسی شده است.

اين شاعر اضافه کرد: در بخش سوم به طور مفصل جریان شعر موج ناب از آغاز تا انجام  و با شواهد و نمونه‌های شعری کافی و همین طور به دست دادن ویژگی‌های شعر موج ناب و تاثیر این جریان بر شعر خوزستان و نيز شعر امروز ایران بررسی شده و به طور مشخص شعر پنج نفر از بنیانگذاران موج ناب  از جمله آریا آریاپور، هرمز علی‌پور، سید علی صالحی، یارمحمد اسدپور، سیروس رادمنش و دیگر پیروان  موج ناب آورده شده است.

این شاعر خاطرنشان کرد: در بخش چهارم به بازتاب انقلاب و جنگ در شعر شاعران خوزستان نگاهی انداخته‌ام و ویژگی‌های شعر شاعران خوزستانی را در این عرصه به دست داده‌ام و به طور ویژه هم شعر آرش باران‌پور، اکبر بهداروند، زنده یاد قیصر امین‌پور  و یوسف‌علی میرشکاک بررسی شده و از دیگران هم نمونه‌های شعری آورده‌ام.

این پژوهشگر بيان کرد: در بخش پنجم شعر خوزستان و دگرگونی‌های ادبی آن را در دهه 70 خوشیدی بررسی کرده و کوشیده‌ام که نقش اثرگذار شاعران خوزستانی را در روند تکامل شعر معاصر ایران در این دهه نشان دهم. در این بخش شعر کسانی مثل فرامرز سدهی، بهزاد زرین‌پور، بهزاد خواجات، شمسی پورمحمدی، رضا بختیاری‌اصل و سایر شاعران فعال دهه 70 خوزستان بررسی شده و نمونه‌های شعری هم آورده شده‌اند.

ياري اظهار کرد: در بخش ششم کوشیدم که شعر شاعران سنت‌گرای خوزستان را در دوره معاصر به شکل چکیده‌وار بررسی کنم و ویژگی‌های شعر شاعران خوزستانی را نشان بدهم.

وی بیان کرد: در مجموع فکر می‌کنم دست کم بیش از 110 شاعر خوزستانی اثر و نام‌شان در این کتاب موجود است اما به شکل طبیعی شعر خوزستان کتاب‌هایی می‌خواهد چندین برابر حجم این کتاب که دربردارنده تمام داشته‌های شعر خوزستان باشد اما این تنها یک دفتر و یک پژوهش مختصر است که من کوشیده‌ام به سهم خودم توانمندی‌های شعر خوزستان را نشان بدهم. به هر حال هم پراکندگی  و هم در دسترس  نبودن منابع گریبان‌گیر من بود چراکه این کار اولین کاری بود که درباره شعر خوزستان تدوین و منتشر می‌شد در نتیجه من با تنگنای‌های زیادی مواجه بودم.

اين پژوهشگر ادبي، با اشاره به این که چنين کتابي برای اولین بار است که منتشر مي‌‌شود، اظهار کرد: "از کتیبه جنوب" در واقع یک آغاز نامه است نه این که یک کار کامل باشد. این کتاب دریچه‌ای است برای نگاه کردن به چشم‌انداز شعر امروز خوزستان که باید دیگرانی هم همت کنند تا گوشه‌های دیگری از شعر خوزستان را آماده و به چاپ برسانند.

گفتنی است این کتاب شماره بیست و سوم از مجموعه پل است که از سوی انتشارات پرسش و با همکاری انجمن شعر اهواز در ۶۲۲ صفحه و با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و با قیمت 25 هزار تومان  وارد بازار کتاب شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1392ساعت 8:28  توسط علی یاری  | 

سلام دوستان گرامی

با پوزش از بازدیدکنندگان ارجمند، به آگاهی می رساند تا پایان سال کمتر مجال حضور در فضای مجازی دارم. امیدوارم در آینده بتوانم آثار شما را بخوانم و بهره ببرم.

به امید دیداری تازه تر

+ نوشته شده در  شنبه 25 آذر1391ساعت 12:22  توسط علی یاری  | 

چند پرسه در کودکی (2)

چند پرسه در کودکی (2)

 

از گلوی خونی صبح

صدای خروسی برنخواست

بیدارباشِ ما

در قبضه‌ی ضد هوایی‌ها بود.
+ نوشته شده در  شنبه 1 مهر1391ساعت 7:51  توسط علی یاری  | 

پرده برانداز و بزن ساز نو

هین که رسید از فلک آواز نو

فرارسیدن نوروز باستانی را به همه‌ی دوستان شادباش می‌گویم

 و سالی سرشار از شادکامی و تندرستی برایتان آرزومندم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 اسفند1390ساعت 11:28  توسط علی یاری 

کیشلوفسکی

 

از نوسان رنگ‌ها

شالی بافت برای فصل‌ها

در بشقاب‌های چینی لب‌پر

شورش علیه قطعیت گذاشت

و گفت: بفرما!

این هم سوغات ورشو!

 

از سوراخ کلید

به تماشا چشم می‌چرخانم و

گاهی نعمتی است

کوررنگی

تا در منشوری خوش‌تراش

آن‌قدر بدوم

که عاقبت آن شیشه‌ی شیر را

در سطل زباله پرتاب کنم.

 

قطره‌ای

گاهی تنها قطره‌ای کافی است

تا سفیدی بر سطح دنیا بلغزد

و آرام گیرد هر کس

در خانه‌ای از کندوی کهنسال.
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 اسفند1390ساعت 9:31  توسط علی یاری  | 

به قدر جهانی از تو کلمه ساخته‌ام - منتشر شده در سایت ادبی یانوس

به قدر جهانی از تو کلمه ساخته‌ام

یادداشتی بر«دویدن در لانگ‌شات»

افشین شیخ‌زاده - شاعر و منتقد

«دویدن در لانگ‌شات» دوّمین مجموعه‌ی شعر علی یاری است که نشر آهنگ دیگر آن را اواخر سال 1389 روانه‌ی بازار کتاب کرده است. اولین مجموعه‌ی شعر یاری «خیس در سکانس صفر» نام داشت که شامل غزل‌های این شاعر خوش‌فکر و پرتلاش ساکن اهواز بود. در این نوشته قصد من بررسی اجمالی دوّمین مجموعه‌ی شعر شاعر است که در قالب پنج نکته ارایه می‌شود:

اول:

اولین نکته‌ای که از نام این مجموعه‌ها برداشت می‌شود؛ تعلّق خاطر شاعر به سینما و تئاتر است. این علقه و صبغه‌ی سینمایی را علاوه بر این که در نام این دو مجموعه به روشنی می‌بینیم؛ در نامگذاری چند شعر از این کتاب اخیر و پاره‌هایی از این اشعار و گاه در تمام سطرهای یک شعر نیز می‌توان مشاهده کرد. «اکران عمومی، دویدن در لانگ‌شات با داریوش مهرجویی، در این سکانس جوانم هنوز، فیلمفارسی، نمایش‌نامه در چند پرده برای بهمن عیوق، صداهایی بود که در فیلم شنیده نشد، در برداشت آخر دیالوگ ندارم» نام چند شعر از این کتاب است که پاره‌هایی از آنها را با هم مرور می‌کنیم:

بازی‌های زیادی دارد      زندگی/ بلد نبودم به خاطرش کُلت هم بکشم/ نقش بازی کنم توی خودم/ تف!    (ص13)

می‌سوزم آآآ...ی...ی...ی/ کات بدهید لطفاً   (ص18)

می‌ترسم که بگویی/ نسخه‌ی دست چندم یک فیلمفارسی هستی/ که به وقتش اکران نشد.   (ص 30)

- کمی نور       ملایم لطفا/ می‌خواهم/ بیرون بزنم از این تاریک/ و نقش خودم را بازی کنم دیگر. (ص  37)

و برای ادامه‌ی بازی/ دیالوگم را فراموش کرده‌ام.   (ص 40)

علاوه بر این‌ها، تصویرسازی‌ها و لحن روایی شعرها آن گونه است که انگار ما خوانندگان؛ بینندگان برش‌هایی از یک فیلم مستند و گاه سینمایی هستیم.

دوم:

نکته‌ی دیگر، صداقت شاعر با خود و با محیط پیرامونش است. عناصر بومی و محیط زیست شاعر در اشعار او به خوبی منعکس می‌شود. بر خلاف برخی شاعران که در بی‌زمانی و بی‌مکانی سیر می‌کنند و شعرشان هیچ نشانه‌ای از زندگی‌شان به همراه ندارد یا برخی دیگر که تحت تاثیر اشعار ترجمه‌، شعرشان بازتاب‌دهنده‌ی محیط کشورهای خارجی و عمدتا اروپایی است، بی آن‌که حتا یک روز در کشوری خارجی بوده باشند. هفت شعر «اهوازی‌ها» به خوبی زیستگاه شاعر را باز نموده است:

چون اهواز/ که از شش جهت به خیابان نادری سرازیر است... دنیای دیگری است/ از چشم بلم‌ران و سنبوسه‌فروش جنوبی    (ص43)

پل سفید/ همیشه از جنگ جهانی برمی‌گردد/ و شهر، پهلو داده به آب   (ص44)

خیابان نادری / به طرز وحشتناکی عیالوار است   (ص45)

کارون سینه چاک کرده در معرکه‌ای قبیله‌ای  (ص45) (یادآور دعواهای دسته‌جمعی که به کرّات در اهواز دیده‌ایم!)

به شرجی‌های اهوازی قناعت کرده‌ام   (ص 47)

سوم:

نکته‌ی سوّم که از این مجموعه‌ی شعر دریافت می‌شود؛ تعهّد و رسالتی است که شاعر در خود احساس می‌کند و خود را ملزم به آن می‌داند؛ یعنی شاعر در عین متعهّد بودن به ادبیّت اثر و شاعرانگی آن، می‌خواهد حرف و پیامی انسانی و متعالی نیز برای مخاطبانش داشته باشد.آن‌چنان که با گذشت سال‌ها از طرح نظریّه‌های هنر برای هنر و هنر پست‌مدرن و انبوه نظریّه‌های مشابه داخلی و خارجی که سعی در تهی کردن شعر از همه چیز و تبدیل آن به یک شعبده و تردستی لوس و بی‌خاصیّت دارند؛ شاعر برای کاکل خاک‌آلود بغداد و کودکان مزار شریف و کابل و کودکان کرکوک هم‌صدا با «شیرکو بی‌کس» و همه‌ی شاعران آزاده، دل می‌سوزاند و از سرِ درد فریاد می‌زند و محو می‌شود به شاخه‌ی زیتون در نک کبوتر که پر می‌گیرد از چادر آبی «یونیسف» و در غم زلزله‌زدگان «بم» عین گلوله‌ای تیر می‌کشد و یا به بزرگان سینمای ایران ادای احترام می‌کند و ... که هنرمند معاصر باید چنین باشد و همه‌ی این‌ها را بدون افتادن به ورطه‌ی شعارزدگی و رمانتیسیسم سطحی و مبتذل انجام دهد.

چهارم:

از شگردهای زبانی یاری در این مجموعه، می‌توان موارد زیر را برشمرد:

1.فاصله گذاری بین عبارت های یک سطر به جای انتقال به سطر بعد:

بادها را بر گردن پیچیده       بغداد  (ص 9)

از سر و کول جاشوان بالا می‌رفتم     پایین    (ص11)

و تو از روی صندلی راحتی      هم‌چنان بی‌حرف    (ص13)

2. کاربرد زیبا و به‌جای قافیه:

خوش آمدید! / به بم، به اقلیم خشتی غم      (ص 32)

3. کاربرد زیبا و درست تکرار در برخی شعرها مثلا در شعر زیر که به‌خوبی جا افتاده است و بلاتکلیفی و تردید شاعر را به زیبایی القا می‌کند:

چه کنم بی تو در عصرهای اهواز / در عصرهای اهواز / بی تو / چه کنم/ که اهل این بازی نبودی/ و علی الخصوص/ که اهل این بازی       نبودی.

4. استفاده از تکنیک چندصدایی و برهم زدن مونولوگ راوی دانای کل در شعرهای «قلیان و قهوه در قبیله‌ی الیاس»، «منطقه‌ی پرواز ممنوع»، «صداهایی بود که...» و...

5. استفاده از برخی تکنیک‌های نمایشنامه‌نویسی مانند نوشتن اعمال و حرکات بازیگران در گیومه یا آکلاد. شعرهای «صداهایی بود...» و «اهوازی‌‌ها 6» را ببینید.

پنجم:

شعرهای زیر دارای «آن» شاعرانه‌اند و گویی بی هیچ کوششی از سوی شاعر، از دل او جوشیده‌اند و به تعبیر خود شاعر، به شیرینی یک قاچ هندوانه‌ی خنک در گرمای بعدازظهر اهواز به دل می‌نشینند: بم، چهار گردش در فصل، نمایش‌نامه در چند...، شعر، اهوازی‌ها، الفبا، فرودگاه و کلکسیون. شعرهایی سهل و ممتنع که سرودن آن‌ها از عهده‌ی شاعران کارآزموده برمی‌آید و سادگی ظاهری آن‌ها مستلزم عبور از لابرینت پیچیدگی‌های ذهن آن شاعران است. شعری که با نام شعر و برای شعر سروده شده است، به زعم من از بهترین شعرهایی است که درباره‌ی شعر سروده شده است و از سروده‌های قیصر امین‌پور و اخوان ثالث نه تنها کم نمی‌آورد که قوی‌تر هم هست:

شعر (مهدی اخوان ثالث از کتاب  زمستان)

چون پرنده‌ای که سحر

با تکانده حوصله‌اش،

می‌پرد ز لانه‌ی خویش؛

با نگاه پر عطشی

می‌رود برون شاعر

صبحدم ز خانه‌ی خویش...

این شعر 4 یا 5 صفحه است و شاعر بزرگی چون اخوان، در آن دست به توصیف لحظات شعر و انگیزه‌های سرودن زده است؛ امّا بدون رعایت اصل ایجاز و... که شعر موفقی نیست. ادامه‌ی شعر را بخوانید و قضاوت کنید. امّا شعر قیصر، شعر موفقی است و تمام شرایط و لوازم یک شعر خوب را دارد. ببینید:

شعر  (قیصر امین‌پور از کتاب دستور زبان عشق)

تا نسوزم

تا نسوزانم

تا مبادا بی هوا خاموش...

پس چگونه

بی امان روشن نگه دارم

سال‌ها این پاره‌آتش را

در کف دستم؟

تا بدانم هم‌چنان هستم!

شعر (علی یاری ازکتاب دویدن در لانگ‌شات)

مثل یک دوست قدیمی

می‌آید             سرزده

می‌نشیند

چای می‌نوشد

گپی

و سیگاری.

روشنم می‌کند

چیزی در مشتم می‌گذارد

و ناگاه

می‌رود.

در پایان با آرزوی پیروزی و تندرستی برای علی یاری شاعر پرکار و فرهیخته‌ی جنوب، چشم به راه مجموعه‌های بعدی او می‌مانیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 آذر1390ساعت 8:1  توسط علی یاری  | 

نقد بهروز سپیدنامه بر دویدن در لانگ‌شات

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آبان1390ساعت 7:45  توسط علی یاری  | 

نقد سید فرزام حسینی بر دویدن در لانگ شات

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 تیر1390ساعت 12:9  توسط علی یاری  | 

نقد ثریا داوودی بر دویدن در لانگ شات

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 تیر1390ساعت 12:6  توسط علی یاری  |